تاریخ انتشار : جمعه 24 مرداد 1404 - 21:07
کد خبر : 3013

حواشی روز خبرنگار در مازندران؛

 ضرورت بازنگری در مدیریت رسانه‌ای و گفتمان سیاسی

 ضرورت بازنگری در مدیریت رسانه‌ای و گفتمان سیاسی
برخی مسئولان در سال‌های اخیر با طرح و بیان موضوعاتی که ظرفیت ایجاد شکاف اجتماعی دارد، ناخواسته یا آگاهانه بر طبل دودستگی کوبیده‌اند؛ درحالی‌که با نگاهی منصفانه به مشکلات موجود در جامعه، خود آنان بخشی از مقصران اصلی این وضعیت هستند، اما امروز در قامت مدعی‌العموم ظاهر می‌شوند.

به قلم: عمران حامی

مراسم روز خبرنگار در مازندران که به‌طور طبیعی می‌توانست فرصتی برای قدردانی از تلاش اهالی رسانه و بازنگری در جایگاه خطیر خبرنگاری باشد، به دلیل سخنان استاندار و واکنش‌های گسترده پس‌ازآن، به تیتر یک بسیاری از رسانه‌های ملی و محلی تبدیل شد. آنچه این رویداد را پیچیده‌تر کرد، نه صرفاً یک جمله یا یک عبارت، بلکه نحوه مدیریت پس از بروز حاشیه بود؛ مدیریتی که به باور ما، به‌روشنی ضعف ساختاری در حوزه ارتباطات و رسانه در سطح استان و حتی در بدنه دولت را نمایان کرد.

نبود تیم رسانه‌ای کارآمد

مازندران با ظرفیت‌های عظیم فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی، نیازمند مدیریتی است که سخن و پیام خود را دقیق، سنجیده و با درک حساسیت‌های افکار عمومی بیان کند. این امر بدون یک تیم رسانه‌ای آشنا به مقتضیات روز، عملاً ممکن نیست. در ماجرای اخیر، ناپختگی در انتخاب واژگان از سوی استاندار و فقدان تیمی که بتواند پیام را به‌موقع و با رویکردی کارشناسانه تعدیل و شفاف کند، سبب شد فضا به‌سوی التهاب و سوءبرداشت پیش برود. چنین شرایطی برای استانی که در کانون توجه افکار عمومی کشور قرار دارد، نه‌تنها قابل‌قبول نیست، بلکه می‌تواند تبعات سیاسی و اجتماعی ناخواسته‌ای به همراه داشته باشد. امروز آنچه به نام مدیریت رسانه‌ای در استان مازندران دیده می‌شود، محدود به افرادی است که با پوشش رسمی در ادارات، به‌عنوان حامی دولت معرفی می‌شوند اما در عمل به دنبال منافع شخصی خود هستند. این واقعیت می‌تواند برای استاندار مازندران یک درس عبرت باشد که معیار انتخاب رسانه و مشاور رسانه‌ای، فعالیت‌های دوران انتخابات و حضور در ستاد انتخاباتی نیست. رسانه و مدیریت رسانه‌ای واقعی، تخصص، تعهد و نگاه فراتر از جناح‌بندی و سهم‌خواهی می‌طلبد؛ ویژگی‌هایی که بدون آن‌ها، هیچ تیم رسانه‌ای نمی‌تواند از بروز بحران‌های مشابه جلوگیری کند.

 ادبیاتی که راه به‌جایی نمی‌برد

آنچه بر پیچیدگی ماجرا افزود، واکنش‌های پس از حادثه بود. برخی رسانه‌های نزدیک به استاندار با همان ادبیات تند و احساسی منتقدان، به میدان آمدند؛ بی‌آنکه به اصول مدیریت بحران رسانه‌ای توجه کنند. از سوی دیگر، برخی نمایندگان مجلس نیز با لحن‌هایی که بیش از آنکه دغدغه حل مسئله را داشته باشد، به رقابت‌های سیاسی و انتقام‌گیری حزبی شباهت داشت، بر طبل اختلاف کوبیدند. این در حالی است که شأن مجلس و جایگاه نمایندگی ایجاب می‌کند واکنش‌ها بر پایه قانون، منطق و اخلاق باشد.

کارشناسان ارتباطات سیاسی معتقدند رواج ادبیات کوچه‌بازاری از سوی مسئولان، نه‌تنها شأن و جایگاه رسمی آن‌ها را زیر سؤال می‌برد، بلکه به‌طور مستقیم سطح گفت‌وگوی عمومی را نیز تنزل می‌دهد. این نوع ادبیات که بیشتر بر طعنه، تمسخر و واکنش‌های هیجانی استوار است، به‌جای تقویت اعتماد عمومی، شکاف بین مردم و مسئولان را عمیق‌تر کرده و پیامدهای منفی بلندمدتی برای سرمایه اجتماعی به همراه خواهد داشت.

 ضرورت ارتقای گفتمان سیاسی

در شرایط فعلی کشور، ارتقای گفتمان سیاسی یک ضرورت جدی برای تقویت همبستگی ملی است. تداوم استفاده از ادبیات سخیف و کوچه‌بازاری در عرصه سیاست نشان می‌دهد که نه مسئله حجاب و نه معیشت مردم، در اولویت واقعی کار مجلس و دولت قرار ندارد. چنین مشاجراتی بیشتر جنبه نمایشی داشته و زمینه‌ساز انتقام‌گیری‌های جناحی است. بااین‌حال، مسئولان و صاحبان تریبون باید درک کنند که جامعه امروز دیگر تحمل و کشش این‌گونه درگیری‌های جناحی را ندارد و بی‌تردید، پاسخ افکار عمومی به این رفتارها، پاسخی متناسب با شأن و شعور جامعه خواهد بود.

مردم، آگاه‌تر از همیشه

مردم ایران همواره و در همه شرایط، پشتیبان نظام و دولت‌ها بوده‌اند. آنچه می‌تواند این سرمایه اجتماعی را خدشه‌دار کرده و زمینه تفرقه را فراهم سازد، همین مشاجرات و جدال‌های لفظی است که این روزها در عرصه سیاست مشاهده می‌شود. متأسفانه، برخی مسئولان در سال‌های اخیر با طرح و بیان موضوعاتی که ظرفیت ایجاد شکاف اجتماعی دارد، ناخواسته یا آگاهانه بر طبل دودستگی کوبیده‌اند؛ درحالی‌که با نگاهی منصفانه به مشکلات موجود در جامعه، خود آنان بخشی از مقصران اصلی این وضعیت هستند، اما امروز در قامت مدعی‌العموم ظاهر می‌شوند.

سخن پایانی

این ماجرا بیش از آنکه صرفاً یک حاشیه مقطعی باشد، زنگ خطری برای گفتمان سیاسی و رسانه‌ای کشور است. اگر مدیران ارشد استان و مشاوران رسانه‌ای آن‌ها از این تجربه درس نگیرند، بعید نیست در بزنگاه‌های بعدی با بحران‌های مشابه یا حتی شدیدتر روبه‌رو شوند. امروز زمان بازنگری در شیوه مدیریت رسانه‌ای و تربیت گفت‌وگویی مبتنی بر اخلاق و عقلانیت است؛ مسیری که بدون تردید به نفع مردم و آینده این کشور خواهد بود.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

پیشخوان

یادداشت

شرکت نفت چالوس ارشاد نوشهر ارشاد نوشهر